قسمتی از کتاب اصل تفرید کیفری در جرائم و مجازات های نیروهای مسلح تالیف اینجانب
چکیده:
اهمیت اصل تفرید کیفری تا حدی است که در سیاست جنایی اسلام نیز شمه هایی از این اصل مشهود است. در حدود که نظام کیفری نمادین می باشد(نمادین بودن به معنای حتمیت مجازات، بدیل ناپذیر بودن آن است)، جاری کردن اصل فردی کردن مجازات از سوی قاضی به طور مستقل جز در موارد استثنائی ممنوع است. اصل فردی کردن مجازات و یا به تعبیری بهتر «اصل فردی کردن واکنش اجتماعی یا اصل تفرید کیفری»، منجر به اعمال برخوردی متناسب با شخصیت و ویژگی های جسمانی مرتکبین جرائم مشابه می گردد که ممکن است موجب تخفیف و تعلیق و تشدید مجازات و بعضاً موجب عدم اجرای مجازات و حتی عدم تعقیب کیفری شخص و... گردد. قلمرو اعمال این اصل در بین نیروهای مسلح ایران را نیز می توان صریحاً در زمینه تخفیف و تبدیل مجازات مقرر در مواد 3، 4، 5 و 7 قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح 1382 و تشکیل مراجع قضائی اختصاصی رسیدگی به جرائم نظامیان با نام دادسرا و دادگاه نظامی(سازمان قضائی نیروهای مسلح) مطابق قانون آیین دادرسی جرائم نیروهای مسلح و دادرسی الکترونیکی مصوب 1393، مشاهده نمود. قانونگذار، در زمینه کارکنان نیروهای مسلح، غالباً به بحث تشدید مجازات عنایت داشته و در خصوص بسیاری از جرائم بالاخص جرائم علیه امنیت ملی و بین المللی موضعی بسیار شدیدتر نسبت به جرائم ارتکابی مشابه توسط غیرنظامیان اتخاذ نموده است تا آنجا که مطابق موادی از قانون موصوف(نظیر تبصره 2 ماده 26 ق.م.ج.ن.م) که مجازات سبکتری در قیاس با جرائم ارتکابی توسط غیرنظامیان تقنین نموده که این موضع در خصوص نظامیان به دلیل موقعیت و اهمیت شغلی این قشر قابل انتقاد به نظر میرسد، برخورد شدیدتر نسبت به کارکنان نیروهای مسلح را در صورت شدیدتر بودن مجازات جرائم مشابه در سایر قوانین، با ارجاع به آن قوانین تشدید نمود. در این نوشتار سعی بر آن است، سیر تاریخی، مبانی، جایگاه، قلمرو و موجبات و ملزومات و سطوح مختلف اعمال آن بررسی و شیوههای فردی کردن مجازات ها (شیوههای تعدیلی و تشدیدی) با تأکید بر قوانین نیروهای مسلح ایران مورد تدقیق قرار گرفته و همچنین کاستیها و نواقص اجرای آن تشریح و راهکارهایی جهت توسعه این اصل ارائه گردد.
|
ج |
کلید واژه: سیاست جنایی، حدود، نظامکیفری، اصل تفرید کیفری، قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح، دادسرا، دادگاه نظامی.
.............................................................................................................................
دکتر سیدرضا فقیهی